شيخ ذبيح الله محلاتى

232

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

من الزبرجد الاخضر رحلها در منضود منضد بالجوهر على الناقة هودج غشائها من نور اللّه و حشوها من رحمة اللّه خطوتها فرسخ من فراسخ الدنيا يحف بهودجها سبعون الف ملك بالتسبيح و التحميد و التهليل و التكبير ) يعنى آن ناقه مزين است بديباج دو پهلوى او و نوراني است دو گونهء او و شهلا است دو ديدهء او سر او از طلاى احمر و گردن او از مشك ازفر مهار او از زبرجد اخضر و رحل او از مرواريد تر مرصع بجواهر و هودجى بر فراز آن ناقه است كه پوشش او از نور خداوند است و درونش مملو از رحمت بارىتعالى است و گامش فرسخى از فراسخ دنيا است هفتاد هزار فرشته آن هودج را فروگرفته باشند و به تسبيح و تهليل و تكبير و ثنا و ستايش پروردگار مشغول باشند پس منادى ندا مىنمايد كه اى اهل قيامت ديدها فروخوابانيد كه فاطمه دختر محمد از صراط عبور مىدهد در آن حال فاطمه و شيعيان او مانند برق جهنده از صراط عبور بنمايند و دشمنان او را و دشمنان ذرية او را بدوزخ افكنند . و در مجالس شيخ مفيد روايتى به اين مضمون از امام صادق عليه السّلام حديث كند و در آن روايت اضافه كرده است كه فاطمه از شتر فرود آيد و با او پيراهن خون‌آلود حسين بوده باشد و عرض كند پروردگارا هرآينه مىدانى با فرزند من چه كردند الخ آنچه در سابق گذشت . ( روايت جابر از امام باقر ( ع ) در شفاعت فاطمه « ع » ) فرات بن ابراهيم بسند خود از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود جابر بن عبد اللّه الانصارى خدمت امام باقر عليه السّلام عرض كرد يا ابن رسول اللّه مرا در فضيلت جده‌ات فاطمه حديثى بياموز كه هرگاه در مجلس شيعيان روايت كنم قرين فرح و سرور شوند امام باقر فرمودند حديث كرد مرا پدرم از جدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود در روز قيامت منبرهائى از نور براى انبيا و رسل نصب مىنمايند و منبر من از همه بلندتر مىباشد آنگاه خداوند عز و جل مىفرمايد اى محمد خطبه قرائت كن و من خطبه